پایلوت

امروز بعداز دو روز کم کاری یه روز بعلت استرسهای موجود در محل کار و یک روز استعلاجی تشرییف فرما شدم سرکار آما......

سره این قضیه ی ÷ایلوت بودن طرح تجمیع بهداشت  محیط شهرستان هرکی رسید  اومد بازدید و بازرسی

امروزم از وزارتخونه بگیر تا بچه های استان خراب شدن سرمون اما این دفعه ی اولشون که نبود بازم اومده بودن در راس توجهات آزمایشگاه آبشناسی ومواد غذایی بود

خالا شما حساب کنید  بعده دو روز دوری از کار و شروع اول ماه  و آمار و تعویض فرم  ها و..................کلی دیگه کار چه احساسی داشتم

وای چقدر خسته شدیمکلافه

  
نویسنده : وانیا ; ساعت ٢:۳٦ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۸٩
تگ ها :

هیپ هیپ هوررررررررررررررا

هوراسلام

هوراامروز درکمال ناباوری در مقابل حسادت سایرهمکاران رییس جان هیچ کاری با بنده نداشتند و در عوض بسیار با بنده مهربان بودندهوراهورا

فقط خواستم خبر زنده بودنمو به تمام کسایی که عمیقا نگرانم بودن واسترس داشتند بدمگریهاسترس

 

 

 

  
نویسنده : وانیا ; ساعت ٢:٢٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۳٠ خرداد ۱۳۸٩
تگ ها :

روز/روزه بدی بود

 

 

 امروز29 خرداد 1389

بدترین روز کاریم

امروز درحالیکه خوشحال بودم که بالاخره اون لعنتی که از قانون مجازی! سرپیچی میکنه رو به سزاش میرسونم اما از اونجای که طرف خر شانس بود و پارتی هم داشت

تونست منو زمین بزنه سرظهر که هر روز با کلی ذوق و گرسنگی میومدم خونه محکم با مخ اومدم کف آسفالت!

تاریخ این نامه هیچ وقت یادم نمی ره

گند زدم یا زدیم؟

از اونجایی که ما ایرانی های عزیز تو هر قضیه ایی که میشه بیشتر دنبال مقصر یا نفر دومیم که باخودمون بندازیم تو چاه منم دنبال ده تا راه رفتم که بقیه رو متهم کنم اما هرچی حساب میکنم  بازم متهم ردیف  اولم چون تاریخ مهلت نامه با تاریخ پلمپ محل همخوانی نداشت.یعنی دو روزدیگه  بود(همه اداره هایی که تو رونوشت نامه  بودن دارن به ریشمون میخندن اما من خوشحالم که این یکیو ندارم منظورم ریشه)

همه ی اینا رو گفت که بگم گند زدم الان همه از دستم شاکی شدن تو اداره و فردا احتمالا دم در ورودی حلق آویزم میکنن تا عبرتی بشه برا دیگران

اما هرچی حساب میکنم میبینم بقیه هم به اندازه ی من مقصرن

حالم خیلی گرفته

میخوام فردا پای اشتباهم وایسم و اعتراف  کنم یا همه ی اون چیزیو که بهم مربوط میشه گردن بگیرم

 

دعا کنید کشته نشم

فردا چی میشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

من فرداشب خندونم یا همینجوری پنچر؟

  
نویسنده : وانیا ; ساعت ٤:۱٥ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٩ خرداد ۱۳۸٩
تگ ها :

آرزوها

 

سلام

امشب شب آرزوهاست

میخوام یه ÷ست در مورد آرزد داشته باشم

اما با یه ÷ست دیگه قاطیش میکنم

روز چهارشنبه درحالیکه من اول وقت برا کارای اون روزم برنامه ریزی دقیقی کرده بودم رییس جان تماس گرفتند وکاسه وکزه ی بنده رو زدن خرد وخاکشیر کردند

به بنده و یکی از همکاران افتخار شرکت در یه ماموریت داده شده:کوره های آجر÷زی

مشکل ا÷یدمی اسهال در منطقه بود

از گرمی هوا که بگذریم وضعیت بد زندگی اونا خیلی متاثرم کرد اکثرشون افاغنه بودن اما این دلیل بی توجهی مسوول  اونجا نمیشه اونا هم انسانند

بچه های معصوم توی اون همه گرد وغبار تو یه اتاق ٢٠متری بیشتر از ٧نفر زندگی میکردند توی محوطه ی بازی بچه ها هم خاک بود هم فاضلاب هم زباله هم مار!

عکسای زیادی گرفتم اما هنوز اماده نبودن که براتون بذارم

از این همه که گفتم میرسم به آرزو کاش ازشون ÷رسیده بودم آرزوشون چیه؟

امشب میخواستم برا خودم یه آزو بکنم ویجا یادداشتش کنم اما..........

نشد هرسال به این شب که میرسم فکر ÷ارسالو میکنم آزوی ÷ارسال چی بود اما یادم نمیاد!

اما امسال  یه آرزو کردم نه برای خودم برا تمام بچه هایی که اینجوری با رنج زندگی میکنن تو کل دنیا نه فقط ایران

کاش هیچ  بچه ای بی  آرزو نمونه

کاش رویای بچگیشون تو  این دنیای کوچیک به همین اتاق٢٠متری و÷ختن آجر ختم نشه

دوست دارم آرزوهای دوره بچگیتونو بدون بهش رسیدین؟

  
نویسنده : وانیا ; ساعت ٢:٥٧ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٧ خرداد ۱۳۸٩
تگ ها :

لحظه پرواز

ترسوی واقعی از پرواز نمیترسد، بلکه کسی که پرواز را با ترس یاد میگیرد، ترسو است!

سلام

این روزا بیشتر از همه یه چیزی فکرمو مشغول کرده اونم  پروازه؟

اشتباه نشه منظورم از پرواز مرگه!

تا حالا شده بهش فکر کنید؟

دوست دارم الان به یکم قبل تر برگردیم یعنی 6ماه قبل از پرواز

زمانی که متوجه میشیم قراره چند وقته دیگه بپریم

راستی اصلا فکر کردین اگه بهمون بگن فقط 6ماه دیگه زنده ایم چه حالی بهمون دست میده؟

بعدش فکر کردی که چه کارایی داری که هنوز فرصت نکردی انجامش بدی؟

حالا میخوای تا لحظه پرواز چیکار کنی؟

منتظر نظراتتون هستم

چیکار کنی که قشنگترین لحظه  پروازو داشته باشی؟
یعنی میشه برا زسیدن به زمان پروازلحظه شماری  کرد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  
نویسنده : وانیا ; ساعت ٢:۱٦ ‎ب.ظ روز جمعه ٢۱ خرداد ۱۳۸٩
تگ ها :

مامانه به این خوبی

هنوزم مداد رنگی هامو برام نگه داشته بعضیاش دیگه جای تراشیدن نداره؟

یه چمدون لباسم از دوران کودکیه منو خواهرم آسی هنوز هست چون اختلاف سنیمون کمه هرچی لباس توش هست دوتا شبیه هم ولیدو سایزه

مامان...................

روزت مبارک

با  اینکه خیلی دوستش دارم ولی این دوست داشتنمو درست ابراز نمیکنم

بطوریکه مامان بارها بهم گفته بی عاطفه/گفته میدونه که من دوستش ندارم

ولی نمدونه که چقدر دوستش دارم امیدوارم برا همه بدیهام  کج خلقیهام منو ببخشه

منو ببخش

 

از هرکی که بپرسی مامانش بهترین  مامان  دنیا  لقب میده

منم همینجور تو  چطور  ؟؟؟

 

  
نویسنده : وانیا ; ساعت ٢:٥٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٢ خرداد ۱۳۸٩
تگ ها :

هیچ حسی ندارم

 

 

 

این روزا اصلن هیچ حسی  ندارم نه شادم نه ناراحت نه حتی  میونه حال

نمیدونم تا حالا شده اینجوری بشین یا نه؟

انگار یه جایی گیر کردم یه جایی تو گذشته ها نه خیلی دور شاید همین هفته ی گذشته باشه نمی دونم چی  میگم

دلم برا بچگیهام تنگ شده  این هفته خواهرم از جهنم میاد(منظورم کاشونه)

ولی اون دوتای دیگه نیستن،اینقدر مشغوله شوهر وبچه هاشون شدن که منم ازشون فاصله گرفتم آخه من از بچه ها متنفرم!

 

بچه گی هامونو  دوست دارم با خواهرام دختر خاله هام با دو ÷سر خاله ی شوتم

دلم تنگه اینم یه حس بالاخره ÷یداش کردم

نمی دونم چقدر کودکیتونو دوست دارین؟

حستون در مورده کودکیتون چیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

  
نویسنده : وانیا ; ساعت ٢:۳٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٢ خرداد ۱۳۸٩
تگ ها :

سنگ قبر برتر

مروز رفته  بودیم زیارت اهل قبور با مامان وباباخیلی شلوغ بود در یه مغاره سنگ تراشی وایسادم سنگ قبرببینم راستی شما دوست دارین سنگتون چه جوری باشه؟

سیاه

سفید

یا خاکستری؟

زوش چی بنویسن؟

با عکس یا بی عکس؟

دوست داری پیشتونو روش حک کنن؟

من دوست دارم سنگم سفید باشه  با سیاه روش ننویسن کاش میشد به یه جایی برسم که روش با طلا بنویسن نامه ی عمل همونو

روشم بنویسن :("ای جهان این جا جهانی خفته است /زیر این خاک آسمانی خفته است")

چندتا سنگ قبر براتون میذارم انتخاب شعرشم با خودتون

                                  سنگ قبر کوروش

ای انسان هر که باشی واز هر جا که بیایی

میدانم خواهی آمد

من کوروشم که برای پارسی ها این دولت وسیع را بنا نهادم

بدین مشتی خاک که تن مرا پوشانده رشک مبر

 

سنگ قبر چرچیل

 

 

حسین پناهی

 

 

لاله و لادن

 

 خودتون انتخاب کنید

  
نویسنده : وانیا ; ساعت ۳:٢٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٦ خرداد ۱۳۸٩
تگ ها :