لحظه‌ی صفر.

نهم دیماه.

میگن هر کس دو تا من داره :

1.تصوری که هر فرد از خودش داره

2.برداشتی که دیگران از من دارند، چشم اندازی که هر کس با نگریستن به من پیش روش میبینه..

در چنین روزی بود که آن فاجعه‌ی مگو نازل شد!

تولدم مبارک.

امسال به خودم یه هدیه میدم و اونم رسیدن به من است!

با به حداقل رسوندن فاصله‌ی منی که هستم و منی که میخواهم بشوم.

شماهایی هم که منو میخونید می‌تونید بهم کمک کنید، بهم بگید چی پیش روتون هست وقتی بمن نگاه می کنید؟

این شمارش معکوسها بالاخره تموم شد و من به لحظه‌ی صفر رسیدم لحظه ای که متولد میشم  لحظه ای که زمان برای 25بار به اون می‌رسه و متوقف میشه تا من متولد بشم!

پ.نوشت:امسال روز تولدم با انقلاب سفید یا نمیدونم سالگرد مبارزه با فتنه یکی شده نمردیم مهم شدیم و به تقویم رسما اضافه میشیم!!! حداقل بخاطر روز تولدمون! روز تولدم غیر از این با شروع سال میلادی هم همراهه، اینم دوتا رخداد خوب دیگه چی میخوام؟

وانیا نوشت: ازهمه‌ی دوستام که از دیشب ستاد تبریک راه انداختند و هی تبریک میگن ممنون خوشحالم که هنوز بیادم هستین.تو این مدت خیلی سردر گم بودم و با شمارش معکوس هام همه رو گیج کردم، متاسفم.پیشاش پیش از تبریکا و هدایایی که برام میفرستین ممنونم.

تشکر ویژه از کیامهر عزیز بخاطر ایده‌ی جالبش در مورد روز تولد و پست تبریکی که گذاشته.

  
نویسنده : وانیا ; ساعت ٧:۱٩ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٩ دی ۱۳۸٩
تگ ها :