داد نزن حق با تو نیست!(روزانه)

 

امروز عصر بازهم بی  حوصلگی و بی حسی خفتم کرده بود که تصمیم گرفتم همراه بابا برای خرید از خونه بزنم بیرون، توی راه  کمی گپ دختر و پدری و شوخی های بابا  حال وهوایم را عوض کرد، سر کوچه که رسیدیم بابا ازم خواست همونجا منتظرش بمونم تا خیلی سریع بره اونطرف خیابون و کارشو انجام بده و برگرده منم همونجا به دیوار تکیه دادم و رفتن بابا رو نیگاه میکردم که نمیدونم چی شد که در کمتر از چند ثانیه از ذهنم احتمال تصادف بابا گذشت هنوز در خودم غرق بودم که صدای داد و فریاد پیچید توی گوشم ، چیزی رو که میدیم باورم نمیشد!

خدای من  بابا وسط خیابون نشسته بود، راننده هم پیاده شد و شروع کرد به عربده کشی! پریدم وسط خیابون تو روی پسره ایستادم و شروع کردم داد زدن هرچی اون داد میزد منم صدامو میبردم بالاتر عجیب اینکه مثه هر دعوایی  صدام به هیچ وجه نمی لرزید، بابا از جاش بلند شد و شروع کرد به آروم کردنم، وقتی مردک با صدای بلند داد زد و گفت: "با زن جماعت دهن به دهن نمیشم" چنان از کوره در رفتم که کم مونده بود همدیگه رو کتک بزنیم!

چنین قلدر بازی هنوزم نه در مخیله‌م میگنجه و نه در گذشته چنین رفتاری رو از خودم سراغ دارم، بعد از کلی بحث بابا منو کشید کنار و برای فیصله دادن به قضیه کاسبهای محل ردش کردن رفت و من متحیر از رفتار خودم و بیشتر از رفتار پسرک جوان گوشه‌ی خیابون روی زمین نشستم و شروع کردم به ماساژ پای بابا، در تمام طول راه و مدتی که توی درمونگاه بودیم فکرم مشغول بود به  10دقیقه ای که چقدر سریع تمام اتفاقات افتاد و من چه کردم.

وانیا نوشت: یه جورایی هنوز هم نمیتونم از فکر امروز عصر بیرون بیام.رفتار مردک برایم قابل هضم نیست چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ چرا وقتی کار اشتباهی انجام میدیم حاضر به قبول اشتباهمون نیستیم و میخواییم با داد و فریاد خودمونو بی گناه جلوه بدیم، چرا داد وبیداد و عربده کشی؟ حالا بفرض مثال تقصیر شخص مقابل هم باشه چرا بجای اینکه ازش دلجویی کنیم سرش داد بزنیم؟ چرا احترام موی سفید یه بزرگتر رو نگه نمیداریم؟ چرا فکر میکنیم هرچی بلندتر داد بزنیم معلومه حق با ماست؟ چرا شخصیت دیگران رو خرد میکنیم؟ راستش یکم از دست خودم  دلخورم که چرا پریدم وسط و شروع کردم به داد زدن و با یه لات بی سر و پا هم کلام شدم درسته رفتم از حقمون دفاع کنم اما بنظرم این راهش نبود حالا اون بی شعور و بی فرهنگ چرا من خودم در سطح اون آوردم پایین؟

  
نویسنده : وانیا ; ساعت ٤:٥۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۱ بهمن ۱۳۸٩
تگ ها : روزانه