هیچ حسی ندارم

 

 

 

این روزا اصلن هیچ حسی  ندارم نه شادم نه ناراحت نه حتی  میونه حال

نمیدونم تا حالا شده اینجوری بشین یا نه؟

انگار یه جایی گیر کردم یه جایی تو گذشته ها نه خیلی دور شاید همین هفته ی گذشته باشه نمی دونم چی  میگم

دلم برا بچگیهام تنگ شده  این هفته خواهرم از جهنم میاد(منظورم کاشونه)

ولی اون دوتای دیگه نیستن،اینقدر مشغوله شوهر وبچه هاشون شدن که منم ازشون فاصله گرفتم آخه من از بچه ها متنفرم!

 

بچه گی هامونو  دوست دارم با خواهرام دختر خاله هام با دو ÷سر خاله ی شوتم

دلم تنگه اینم یه حس بالاخره ÷یداش کردم

نمی دونم چقدر کودکیتونو دوست دارین؟

حستون در مورده کودکیتون چیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

  
نویسنده : وانیا ; ساعت ٢:۳٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٢ خرداد ۱۳۸٩
تگ ها :