روز/روزه بدی بود

 

 

 امروز29 خرداد 1389

بدترین روز کاریم

امروز درحالیکه خوشحال بودم که بالاخره اون لعنتی که از قانون مجازی! سرپیچی میکنه رو به سزاش میرسونم اما از اونجای که طرف خر شانس بود و پارتی هم داشت

تونست منو زمین بزنه سرظهر که هر روز با کلی ذوق و گرسنگی میومدم خونه محکم با مخ اومدم کف آسفالت!

تاریخ این نامه هیچ وقت یادم نمی ره

گند زدم یا زدیم؟

از اونجایی که ما ایرانی های عزیز تو هر قضیه ایی که میشه بیشتر دنبال مقصر یا نفر دومیم که باخودمون بندازیم تو چاه منم دنبال ده تا راه رفتم که بقیه رو متهم کنم اما هرچی حساب میکنم  بازم متهم ردیف  اولم چون تاریخ مهلت نامه با تاریخ پلمپ محل همخوانی نداشت.یعنی دو روزدیگه  بود(همه اداره هایی که تو رونوشت نامه  بودن دارن به ریشمون میخندن اما من خوشحالم که این یکیو ندارم منظورم ریشه)

همه ی اینا رو گفت که بگم گند زدم الان همه از دستم شاکی شدن تو اداره و فردا احتمالا دم در ورودی حلق آویزم میکنن تا عبرتی بشه برا دیگران

اما هرچی حساب میکنم میبینم بقیه هم به اندازه ی من مقصرن

حالم خیلی گرفته

میخوام فردا پای اشتباهم وایسم و اعتراف  کنم یا همه ی اون چیزیو که بهم مربوط میشه گردن بگیرم

 

دعا کنید کشته نشم

فردا چی میشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

من فرداشب خندونم یا همینجوری پنچر؟

  
نویسنده : وانیا ; ساعت ٤:۱٥ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٩ خرداد ۱۳۸٩
تگ ها :