بابا لنگ دراز

آخ که چقدر عاشق بابا لنگ دراز بودم عاشق خودش نه عاشق جودی

دختر سرخوشی بود خودمم یه وقتایی همین جوری بودم

اما حالا ظاهرا عاقل شدم!

اما هنوزم مثه جودی تخیل رو دوستدارم

بنظرمن آدمی به رویلهاشه که زندس هرکدوم از ما خیلی رویا تو سرون دارسم از کوچکترین کار زندگیمون بگیر تا اون گنده گندهاشو براش رویا پردازی میکنیم

چقدر دنیایی تخیل و رویا قشنگه آدم مثه یه بچه بهرجاییکه بخواد میره و هرکاری که میخواد میکنه بدون هیچ بکن و نکنی

بچه تر که بودم خیلی گیج میزدم ابجی بزرگه همیشه سرم گول میمالید یه چیزایی تو مایه های همین دوست جناب هاج

البته هنوزم گاهی بله

این روزا بیشتر حس میکنم مثه پلنگ صورتی شدم یا شایدم مثه مخمل؟

 

 

 

قضاوت بعهده شما البته میتونید از کارتونهای دیگه هم استفاده کنید

در ضمن شخصیت شناسی کارتونیه خودتون یادتون نره

  
نویسنده : وانیا ; ساعت ٩:٢٢ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٩ مهر ۱۳۸٩
تگ ها :