دروغگو دشمنه خداست.

اینجا آسمان شهر ابریست

آنجا را نمیدانم

بگمانم مردم این شهر ندانند که باران چه صفایی دارد _ پاکشان میکند از نیرنگ و ریا

از همه نقش جهان _ قیمت این شهر به بارانیست که فرو میچکد از سقف زمین

نه به مردم نه به آدمهایش!

**و زمانی شده است که هیچ چیز به اندازه ی آدمی ارزان نیست**

این چند خط رو فی البداهه برای یه دوست نوشتم(آقایه پ) - مونده بود بین فرق دروغ و خالی بندی که کدوم غلطه و کدوم سیاست و به به و چه چه داره!؟

همه میدونیم اینجا شهری است که مردمش دروغ را هر روز بهم هدیه میدهند اونم کادو پیچ با روبان خیلی خوشگل بی رودربایسی.

کوچیکتر که بودیم هرکی دروغ می گفت بهش میگفتیم دشمن خدا می گفتند خدا دروغگو رو سنگش میکنه.

همیشه هروقت دروغ میگفتم یاده سنگریزه های کفه کوچه می افتادم و از کوه شدن میترسیدم.(هنوزم از عظمت و برزگیه کوه میترسم.از ارتفاع وحشت دارم بدترین عذاب برام رفتن روی بلندیه!)

این شد که الان بعد از این همه سال از اون زمان دیگه نمی تونم دروغ بگم.البته روشه تربیتیه بدی هم نبود به مرور جواب داد اما اون موقعه بجای شکافه اصل قضیه با یه تیکه سنگریزه سرمونو گول مالیدن اما بجاش  حالا شدیم صریح- رک.

خیلی ها از صراحت خوششون نمیاد البته شما رو نمی دونم؟

ولی من رک بودن رو دوست دارم، بقوله معروف *یا رومیه روم یا زنگیه زنگ*

آدما باید با صراحت حرفاشونو به مخاطبشون بگن که طرف تکلیفه خودشو بدونه(ماستشو کیسه کنه)

بازم نمی دونم شمایی که منو میخونید از کدوم دسته اید؟

پ. نوشت:پیرو حرفای بالای صفحه یه چیزایی اضافه کنم بد نیست اونم این که:

بعد از این همه وقت که یاد گرفتیم اگه دروغ بگیم سنگ میشیم حالا داریم درس جدید یاد میگیریم که اگه رک و رو راست باشیم تو جامعه تیکه بزرگمون گوشمونه

یعنی در اصل زبون مبارک میشه تیغه گردنت و پخ پخ.............

  
نویسنده : وانیا ; ساعت ٤:٠٥ ‎ب.ظ روز شنبه ۱ آبان ۱۳۸٩
تگ ها :