خودتو زیاد در گیر جزئیات نکن!

امروز میخوام از یه چیزی حرف بزنم که برا خودم جای سوال زیادی داره و در کل به جوابه هیچ کدومشون نرسیدم شاید شمایی که منو میخونید بتونید یه جوابه درست بهم بدید یا قانعم کنید؟

تا حالا به این فکر کردید که چی میشه که بعد از گذشته زمانه کمی از اتمامه یه رابطه آدم از همه می بره و می ره تو خودش، دیگه اون آدما آدمای سابق براش نیستن

روابط براش کمرنگ میشن دیگه تو بخاطر آوردنه خاطرات یا اشخاص دچار مشکل میشه!

اینایی که گفتم حالتهای خودمه بعد از اتمامه یه رابطه حالا با هر درجه ای از صمیمیت که میخواد باشه فرقی نداره

من زمانی که از یه محیط و آدمایی که توش هستن فاصله میگیرم خیلی زود فراموش میکنم آدمهارو خاطره هارو یه جورایی زود با دوریها کنار میام و با شرایط جدید خودمو وفق میدم!

اکثر اوقات فاصله ها برام بی مفهومند در کل زیاد برام مهم نیست یا فرقی نمیکنه که کجا باشم منظورم از کجا هرجایی نیستا دور یا نزدیک بودن از شرایط قبلی یا همون خونواده یا نزدیکانم گفتم با شرایط جدید سریع اخت میشم وقته خودمو صرف فکر کردن به فاصله ها یا زمان و مکان گذشته و طی شده نمی کنم به حال فکر میکنم که چطور باید باهاش کنار بیام.

البته باید بگم این شرایط همیشه هم برام خوشایند نیست اینکه زود فراموش میکنم  کم کم شده برام یه عادت گاهیم آزارم میده چون داره به بازه های زمانیه کمتری ختم میشه از فراموشیه آدما و خاطرات دور بگیریم تا برسیم به حرفه 5دقیقه پیش مامان!

البته یه نکته دیگه اینجا بگم اونم اینکه من زمانی که دارم یه کاری رو انجام میدم دیگه الباقیه چیزهاییکه در اطرافم اتفاق میفته رو بهشون توجه نمیکنم مثلا اگه دارم با کسی صحبت میکنم و همون لحظه کس دیگه ای ازم سوالی بپرسه یا صدام کنه متوجه نمیشم چون تمام حواسم یه جا متمرکزه.

گاهیم بقول مامان کلا تو هپروت سیر میکنم اینجام اما نیستم باهام حرف میزنن جوابم میدم اگه اصرار کنن اما جوابه درستو درمونی نیست چون اگه بازم همون سوالو بپرسن ممکنه یه جوابه دیگه بدم یا اصلا بکل انکار کنم که چیزی شنیدم،حتما شنیدید که میگن خانومها در آن واحد می تونن چندتا کارو باهم انجام بدن و حواسشون به همش باشه من که اصلا اینطور نیستم اما شما رو نمی دونم .


پ.نوشت1:چی میشه آدمها نسبت به اطافشون بی تفاوت میشن گاهی حتی عزیزانشونم براش مهم نیستن؟

پ.نوشت2:دلیل فراموشیهام هنوزم برام گنگه گاهی سعی میکنم خیلی توجه کنم تا یادم نره اما نتیجه کاملا برعکسه هرچی بیشتر دقت میکنم کمتر بخاطر میارم!(2تا از دلایلشو میدونم بعدا سر فرصت میگم البته بعد از کارشناسیه شما)

پ. نوشت3:از این خصوصیتم زیادم شاکی نیستما همین که زیاد خودمو درگیر جزئیات نمی کنم و استرسهای بقیه بهم منتقل نمیشه خیلی خوبه.(امتحان کنید از من به شماها نصیحت)

 

  
نویسنده : وانیا ; ساعت ٤:٤۱ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۳ آبان ۱۳۸٩
تگ ها :