چه قولی ازش میگیری؟

 هنوز در آدم بودنمان شک داریم!

این چیزی است که همه مان بخوبی میدانیم.

اصلا تنها چیزیست که از خودمان بخوبی فهمیده ایم اما جرات گفتن نداریم!؟

بله درست شنیدید ما جرات بیان آنچه هستیم را نداریم، همیشه سعی میکنیم اونی که نیستیم باشیم و در نهایت تاسف هم همیشه گند میزنیم وقتی میخواهیم ادای دیگری رو در بیاریم،در کل هنر پیشه های خوبی نیستیم.

عاشق ترین امیراقلیم آب و آیینه پرسیده بود اگر در زمان حسین این جمله را میشنیدید چه میکردید بگمانم منظورش همین بود!

آیا کسی هست مرا یاری دهد؟

اگر سالها هم فکر کنیم بازهم یا در بیان جواب لال میشویم یا با صراحت دروغ میگوییم!

شاید حق ندارم که اینقدر رک حرف بزنم یا بجایه همه فکر کنم و تصمیم بگیرم!!!!

دارم فکر میکنم امشب که همه دارن برا حسین مینویسن من چی بگم که هم از همه بهتر باشه هم جدید و دست نخورده باشه تا شاید از قافله عقب نمونم!

اما ذهنم خالیست عظمت حسین در ذهنم نمیگنجد.

 پارسال همین موقع به حسین قولهایی دادم اما الان .....

هیچکدام از وعده هایم را بخاطر نمی آورم!

و اما امسال قولی نمی دهم که بخواهد یادم برود ازش یه قولی میگیرم.....

تو باشی چه قولی میگیری؟

  
نویسنده : وانیا ; ساعت ٤:٥٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٥ آذر ۱۳۸٩
تگ ها :