سطحی نگر نباشیم.

هیچ گاه کسی رو مسخره نکنید شاید، او قهرمان دنیای خویش باشد.

این جمله رو خیلی وقت پیش یه جا خوندم اما زیاد بهش توجه خاصی نکردم یعنی اون زمان برام مفهوم خاصی نداشت.

هرکسی تو هر دوره از زندگی یه جور رفتار بخصوص داره، مثلا خود من تو دوره ی دبیرستان و بخصوص دانشجویی خیلی سرزنده و شوخ طبع بودم البته هنوز هم هستم اما با یه درصد کمتر چون پایه ی اینکارا رو دیگه کمتر دارم و بعبارتی کرک و پرم ریخته ، تو اون دوره از زندگی با اون همه شور و هیجان به هر چی که میرسی میخندی با یه دید سطحی به اطرافت نیگا میکنی و عمق یه قضیه رو درک نمکنی. نمی فهمی چرا حالا این فرد یا این موقعیت برات خنده اوره خواسته یا ناخواسته بدون توجه به دلیل اصلیه چیزی اون برات میشه سوژه  و ول کنش نیستی گاهی یه جایی بدون هیچ قرضی باعث رنجش خاطر کسی میشی بدونه اینکه بدونی یا متوجه بشی واز کنارش خیلی ساده میگذری ولی اون حرفت و اون رفتارت برا همیشه تو ذهن اون طرف حک میشه و ازت مکدر میشه. و خیلی از جاها هم درست برعکسه اینه یعنی میدونی داری چیکار میکنی و با غرور بیجا باعث آزار دیگری میشی و همون غرور لعنتی بهت اجازه ی جبران نمیده یا وقتی میده که دیگه خیلی دیر شده.من خودم بشخصه از این غرورم خیلی بد استفاده کردم.

چند هفته قبل دوتا عروسی داشتیم هفته ی اول با شوق وذوق رفتیم مراسم عروسیه یکی از فامیل و کلی هم خوش گذشت چراشو میگم تو ادامه ی حرفام. واما عروسیه بعدی که یکی از دوستان دور بود و زیاد شناختی نسبت بهشون نداشتیم اول زیاد راغب به رفتن نبودم اما با اصرار مامان که میگفت خیلی اصرار کردن بالاخره رفتیم.اونجا که رسیدم اول راحت نبودم اما وقتی سادگی ادما و مجلس رو دیدم تو خودم فرو رفتم، مثه پروانه دور ما میچرخیدن هردو خانواده از طبقه ی پایین جامعه مون بودن اصلا قصد توهین ندارم یا اینکه بخوام بگم ما از اونا بالاتر بودیم اما میخوام بگم اونا خیلی بی آلایش بودن بدون هیچ حس خود برتر بینی با همه برخورد میکردن،اما حالا بریم عروسیه قبلی یا یه مجلس یکم بالاتر یه چی می رسیم؟

به اینکه همه دنبال کلاس گذاشتن و نشون دادن برتری های ظاهریه خودشون هستن و گاهی هم بخاطر غرور بیجا و کاذبشون اصلا کسی رو جز خودشون نمی بینن و منتظرند تا یه چیزی ببینند و شروع کنن به تمسخر و خنده.

درحالیکه تو یه مجلس ساده تر همه یکرنگند هیشکی خودشو برتر نمی دونه همه در یه سطح هستند این لباس و زیور آلات نیست که بزرگی و برتری کسی رو می رسونه اون رفتار و منش فرد هست که مهمه.

احترام میذاری احترام میبینی.اون شب کمی ادب شدم و به عمق اون چیزی که جلوی روم داشت اتفاق می افتاد نگاه کردم باهاشون شاد بودم باهاشون خندیدم، رقصیدم و....هم سطح خودم بهشون نگاه کردم فقط همین.

این بهترین دید تو زندگیم بود از بالا به کسی نگاه نکردم، بهشون نخندیدم ازشون جدا نبودم واقعا شاد بودم شاد به معنایه واقعی.

حالا معنای اون جمله ی اول رو میفهمم.

   پ.نوشت:امسال محرم این اولین چیزه خوبی بود که یاد گرفتم.امیدوارم تا آخر بازم چیزایه بیشتری یادبگیرم که تو زندگیم بهم کمک کنه تا بهتر زندگی کنم.

 

  
نویسنده : وانیا ; ساعت ٢:۳٩ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢۸ آذر ۱۳۸٩
تگ ها :